راه اندازی کسب و کار جدید در مسیر سنگ اندازی های حاکمیتی

امروز خبری آمد که کار مفید کارمندان دولتی چیزی در حدود ۲۰ دقیقه است. که بسیاری از کارآفرینان معتقدند همان زمان هم صرف سنگ اندازی در مسیر کسب و کار های خصوصی می شود.

شروغ از گاراژ را فراموش کنید اینجا شهرداری دارد

همیشه در داستان استارت آپ های بزرگ دنیا مثل گوگل یا اپل شنیده ایم موسسان آنها از گاراژ یا اتاق دانشجوییشان شروع کردند. اما اینجا در ایران اگر شما بخواهید همچین کاری انجام دهید خلاف قانون عمل کرده اید. عملا برای راه اندازی یک کسب و کار باید ملکی اداری یا تجاری را استفاده کنید. که هزینه بسیار بالایی دارد و به خودی خود میتواند پایان شروع شما باشد. استفاده از ملک های موقعیت اداری با هزینه های کمی پایین تر هم ممکن است اما مطمئن باشید اگر شهرداری متوجه حضور شما شود با برچسب پلمپ روی درب روبرو می شوید.

این در حالی است که مشاغلی مانند پزشکان، وکلا یا مهندسین عضو سازمان نظام مهندسی که همگی از اقشار پردرآمد جامعه هستند از این قانون معاف بوده و میتوانند کسب و کار خود را در املاک مسکونی راه اندازی کنند و در این بین هیچ حمایتی برای تامین فضای کسب و کارهای نوپا نمیشود.

قوانین به ضرر شما تغییر خواهد کرد

در این بین اگر شما با ایده ای بکر مراحل اولیه را سپری کنید و درآمد زایی کنید امید حمایت که نباید داشته باشید منتظر تغییر قوانین به ضرر خودتان باشید. حتی گاها برای کسب و کاری که خود شما مبتکرش بودید باید هزینه مجوز و پروانه بدهید. برای مثال با تاکید دولت بر کاهش هزینه اینترنت برای کاربران سال گذشته ۲۰ میلیارد تومان از ارایه دهندگان خدمات اینترنت اخذ کرد که حتما تامین آن توسط این شرکت های موجب افزایش هزینه دریافتی از مشتریان می شود. این در حالی بود که در سالیان گذشته که شرکت های خصوصی در حال سرمایه گذاری و راه اندازی بستر بودند خبری از این موضوعات نبود و حالا که کار از کار گذشته و آنها وسط ماجا هستند یک شبه پرداخت حق پروانه و ارایه تعرفه دستوری قوانین را به ضرر آنها تغییر داده. شاید ما از ارزان شدن اینترنت خوشحال باشیم اما یک روز به سراغ کسب و کار ما هم می آیند.

مجوز های غیر منطقی

شما برای ارایه خدماتتان به خصوص به نهاد های دولتی نیاز مند اخذ مجوز هایی هستید که گاها اخذ آنها غیر ممکن است مثلا در سالیان گذشته شما باید رتبه شورای عالی انفورماتیک دریافت میکردید و اخذ همین عضویت ساده نیاز به ارایه دو سال تسویه حساب دارایی داشت که خیلی از سب و کارهای نوپا اصلا یک سال هم ار فعالیتشان نگذشته بود. با این حساب اگر بیل گیتس هم بودید باید ارایه ویندوز را ۲ سال به تاخیر می انداختید.

حمایت دولتی غیر چابک

معمولا دولت خبر از حمایت های جور و واجور مغافیت بیمه یا مالیات میدهد. اما این حمایت ها آنقدر کاغذ بازی و ریسک دارد که کسب و کار های نو پا که نیاز به جابک بودن دارند از خیر همه اش میگذرند.

نظام پولی و بانکی مبتنی بر ربا

بیایید از خیر کلمه بانکداری اسلامی بگذریم. شما برای دریافت یک وام فوری باید خانه شخصی که معمولا تنها سرپناه شما است را در گرو بانک بگذارید و سالیانه حدود ۱۲ الی ۱۸ درصد سود پرداخت کنید. و حتی بانک حاضر نیست در ریسک شما شریک شود. و اگر خدای نکرده چرخش خوب نچرخید با پرداخت جریمه و دیرکرد سود بیشتری بپردازید و یا اگر هم نچرخید سرپناهتان را از دست دهید. به همین دلیل است اکثر استارتآپ ها در ایران قید بانک را میزنند.

 

یاد جمله مرحوم پروفسور حسابی می افتم که گفت جهان سوم جایی است که اگر خواستید میهنتان را آباد کنبد خانه تان ویران و اگر خواستید خانه تان را آباد، میهنتان را باید ویران کنید.

کلوب دات کام روغن ریخته ای که نذر امام زاده شد

شاید شنیده یا خوانده باشید که کلوب دات کام به زودی خاموش می شود. این وب سایت که دوره ای برای خیلی ایرانیان خاطره هایی داشت و حالا مدیران آن تصمیم گرفته اند آن را خاموش کنند که این موضوع با پیام آقای مهندس محمد جواد شکوری مقدم در وبلاگ شان تایید و در صفحه اصلی کلوب هم قرار گرفته. پیام آقای شکوری مقدم را اینجا بخوانید.

اما پیام ایشان کمی عجیب به نظر می رسد…

 

محتوای پیام مدیر وب سایت کلوب

ایشان در پیام به درستی به مشکلاتی که تا به اینجا به تولید کنندگان محتوا روا شده اشاره کرده اند از مجوز های عجیب و غریبی که در این سالها ساخته شده است تا از کسب و کار های داخلی سهم خواهی کنند. از مجوز تلویزیون تعاملی و VOD گرفته تا مجوز های عجیب و قریب حوزه مخابرات. ظاهرا دل آقای شکوری مقدم از مشکلات پیش آمده برای آپارات و شکایت صدا و سیما بسیار پر بوده. بینی و بین ا… حق هم دارند.

 

چرا کلوب خاموش می شود؟

با خواندن پیام آقای شکوری مقدم برای ما که خیلی عجیب بود با مشکلاتی که برای ایشان پیش آمده و در اعتراض به این مشکلات چرا کلوب دات کام را خاموش میکنند؟ با صحتی که گفته های ایشان دارد و ما هم تصدیق میکنیم ولی اگر به جفا هایی که در حق کسب و کار اصلی ایشان یعنی آپارات می شود باید فکری به حال آپارات میکردند نه کلوب. به عبارتی ایشان هم روغن ریخته را نذر امام زاده کردند.

وب سایت رو به افول کلوب را که قبول داریم بخش عمده ای ار افول خود را مدیون تصمیمات عجیب مدیران دوره های مختلف دولتی و حکومتی بوده به پایان دوران خود رسیده و با عدم استقبال از آن با وجود آمدن شبکه های اجتماعی کاربر پسند خارجی و محبوبیت آن در بین ایرانیان این امری طبیعی است. که شاید اگر مدیران کلوب آن را پیش بینی میکردند و به جای صرف انرژی برای جذب آگهی و پاپ آپ برای آن انرژی گذاشته بودند حالا تنها شبکه اجتماعی نیمه جان ایرانی را نذر امام زاده نمیکردند و قربانی آپارات نمیشد.

 

سخن آخر

جناب شکوری مقدم. جامعه اینترنت ایران مدیون شما، برادر ارجمندتان و تیم خلاقتان است. اما از شما انتظار نداشتیم اینقدر سطحی خاموش شدن کلوب را منت کنید سر این و آن. به راستی میگفتید با وجود ۱۰.۵ میلیون پخش ویدیو آپارات در روز و نمایش تبلیغات در ابتدای آن { لطفا تعرفه هایتان را در آمار نمایش روزانه خودتان ضرب و تقسیم کنید } دیگر کلوب صرفه اقتصادی نداشته. شاید چند جوان مثل ۱۲ سال پیش شا پیدا میشدند حاضر بودند آن را توسعه دهند و به روز پیش روند.

جناب شکوری درآمد آپارات از محل پخش تبلیغات و قرار گیری سرور های آن در دیتا سنتر ارایه دهندگان اینترنت ISP ها و کسب درآمد از حجم مصرفی کاربران مدیون همین کاربران است. اگر از هر بار پخش ویدیو فقط ۵۰ تومان در آمد داشته باشید با ۱۰.۵ میلیون بازدید میکند بیش از نیم میلیارد درآمد در روز… تکرار میکنم در نیم میلیارد تومان در روز … که تعرفه های تبلیغات شما خیلی بیش از این است.

شما برای مشارکت کاربرانی که گیگ اینترنت ۳ هزار تومانی شان را در آپارات مصرف میکنند چه کردید؟ کمی به مسئولیت اجتماعی خودتان فکر کنید. قبل از اینکه سهم الباقی سهم خواهان را بدهید فکری کنید. شما در مقابل کاربران مسئولید.

مهندس آذری جهرمی کیست و چه تاثیری بر فضای مجازی خواهد داشت

محمد جواد آذری جهرمی متولد ۱۳۶۰ شهر جهرم دارای مدرک کارشناسی برق از دانشگاه شهید عباسپور از کارشناسان وزارت اطلاعات و پس از آن از معاونین سازمان تنظیم مقررات و نهایتا مدیرعامل شرکت ارتباطات زیرساخت و هم اکنون وزیر ارتباطات هستند. در کارنامه ایشان عضویت در هیئت مدیره شرکت رایتل هم دیده می شود.

سوابق امنیتی آقای آذری جهرمی

به واسطه حضور ایشان در وزارت اطلاعات شایعات زیادی به خصوص در پی معرفی ایشان برای تصدی پست وزارت ارتباطات پیرامون سوابق امنیتی ایشان ایجاد شد. که با بررسی های دقیق تر از سمت های ایشان که عمدتا فنی بوده نمیتوان اعتبار خاصی برای آنها قایل شد. در زمان تصدی پست مدیریت عامل شرکت ارتباطات زیرساخت پیشرفت های این شرکت و تبدیل آن از یک شرکت منفعل به یک رکن فعال در حوزه ارتباطات با توسعه پهنای باند ورودی این شرکت و حذف بخشی از فیلترینگ در دانشگاه ها شایعه برخورد امنیتی ایشان با فضای مجازی را دچار تردید میکند.

سیاست در قبال فیلترینگ

با نگرش فنی ایشان به بحث فیلترینگ میشود گفت حتی به عنوان یک انسان امنیتی ایشان ترجیح میدهد با کاهش سطح فیلترینگ بخصوص در مورد شبکه های اجتماعی پرطرفدار زمینه کاهش استفاده از فیلتر شکن ها و ابزار های گذشتن از فیلترینگ که سطح کنترل و نظارت بر شبکه را کاهش میدهد را به حداقل برساند. این روال میتواند به افزایش روند مثبت استفاده از شبکه های اجتماعی و سهولت دسترسی و حتی کاهش فیلترینگ موجود باشد.

حمایت از استارت آپ ها

بواسطه سنشان و شمه اقتصادی که در ایشان میشود دید حمایت از کسب و کارهای اینترنتی در دوره ایشان میتواند تاثیر مثبتی بر توسعه کسب و کارها بگذارد و فضای رقابتی بهتری ایجاد شود. که البته امیدواریم به واسطه سمت های امنیتی قبلی ایشان پای بازیگران نظامی-اقتصادی به این حوزه باز نشود. (یا بیشتر از این باز نشود.)

ایشان توجه ویژه ای به موضوع محتوا و تامین آن از سوی تامین کنندگان داخلی دارند شاید هیچکس به اندازه مدیر عامل شرکت ارتباطات زیرساخت معنی و شیرینی تامین محتوای داخلی را نمیتواند درک کند که چه مقدار وابستگی ما به لینک های بین الملل و واردات و انتقال پهنای باند را که هه موضوعاتی هزینه بر و موجب خروج ارز از کشور است را درک نکند.

انتظارات از مهندس آذری جهرمی

از ایشان انتظار می رود با ادامه روند فعلی و کاهش سهم دولت در اداره این حوزه کار را به دست دوستان همسنشان که اکثر قریب به اتفاقشان دارای تخصص در این حوزه هستند بسپرند و پای ارتباطات سابقشان در رایتل و امثالهم نمانند … از ایشان انتظار میرود همچون حوزه صنعت و معدن اعتبارات مناسبی برای این حوزه ایجاد و از کسب و کارهای اینترنتی و مخابراتی بدون ایجاد فرق حمایت کنند. زمینه رقابت سالم را که متاسفانه به واسطه ارایه پروانه های گرانقیمت واگذار شده در چهار سال گذشته کم شده را افزایش دهند و شرکت مخابرات ایران را از ایستایی شدیدی که دچار آن است خارج کنند.

پول درآوردن در رکود اقتصادى

در دوران رکود اقتصادى که چرخش پول به دلیل سیاست هاى کنترلى بانک مرکزی کاهش میابد یا سرعت ورود و خروج پول بسیار سرعت میگیرد و حاشیه سودها ناچیز میشود یا به صفر نزدیک میشود چگونه مى توان پول درآورد؟!

در سال ٩٢ با روی کار آمدن دولت یازدهم و سیاست هاى کنترل و مهار تورم رکود فلج کننده اى به بازار وارد شد. کسب و کارهاى زیادى دچار مشکلات درآمدی و حتى تامین هزینه هاى جاریشان شدند تا جایی که حتى خبر تعطیلی تعداد زیادی از کارخانه های بزرگ و قدیمی مانند ارج در سال ۹۶ به دستمایه اصلی مخالفان دولت در انتخابات ریاست جمهوری تبدیل تبدیل شد.

کسب و کارهای موفق بازار

ولی به راستی در این شرایط چگونه می توان در رکود اقتصادی و وضع بد بازار به خوبی پول درآورد؟ کافی است کمی به اطرافمان نگاه کنیم و ببینیم امروز پول دست کدام کسب و کارهاست. شاید به قدرت بتوان گفت در سال های ۹۵ و ۹۶ دور اپلیکیشن های موبایل مانند تاکسی های اینترنتی و یا سرویس های نمایش ویدیو یا حتی فروشگاه های آنلاین بود. از رشد قارچی اینگونه خدمات و رقبای جدیدی که هر روزه به بازار می آیند میتوان دید.

با کنکاش در بازار بعضا نمونه های متفاوت دیگری نیز که در رونق اقتصادی هستند را میتوانید ببینید. مثل رستوران ها و فست فود ها یا حتی هتل ها و اقامت گاه های خاص یا همین چند وقت پیش یک مجتمع ویلایی در خیابان دولت افتتاح شده بود که اتاق های متنوعی با بازی های فکری برگزار میکرد که هر فرد یا گروهی وارد یک اتاق می شود و آن مسابقه فکری را حل میکرد تا بتوانند از اتاق خارج شوند… و بازار خوبی داشت…

کلید موفقیت همه این تجارت ها ایده است. در امروز تهران رستورانی درآمد خوبی دارد که ایده و خدمات خاصی ارایه کند یا آرایشگاهی پول در می آورد که فضای دلنشین و جدیدی را برای مشتریان فراهم کند. امروزه در رکود اقتصادی ایده ها پول در می آورند. ایده ها …

تمایز در کسب و کار

داشتن تمایز با دیگر کسب و کار ها و ارایه نمونه و شیوه خاصی از یک کسب و کار می تواند برای دیده شدن در بین هجوم تبلیغات امروز کمک بزرگی به شما کند. بروید و برای کسب و کارتان و شیوه های تعامل با مشتریتان دنبال تقاط تمایز بگردید و در صورتی که پیدا نکردید آن را ایجاد کنید. از ایده های بکر و جدید استفاده کنید در اینترنت تحقیق کنید و نمونه های حارجی کسب و کار خود را ببینید.

امروز در این رکود بازار و شلوغی در بیت رغبا برای تبلیغ کردن فقط تبلیغ کردن کافی نیست از محیط واقعی کسب و کارتان شروع کنید و تمایز های جالب تری نسبت به رقبا پیدا کنید و فراموش نکنید امروز ایده ها هستند که پول در می آورند

کارآفرین ها را دستگیر کنید

سلام

بگذارید تا در شوک تیتر هستید دو تا داستان براتون تعریف کنم :

پارسال همین موقع ها بود از شرکت اومدم بیرون سمت ماشین که رسیدم و ریموت ماشین رو زدم فکر کردم اصلا در ماشین رو قفل نکردم جلوتر که رسیدم دیدم نه اوضاع ماشین خرابه و توش به هم ریخته متوجه شدم جناب آقای دزد سری به ماشین من زده و حتی به ایربگ ماشین هم رحم نکرده. چند روزی درگیرم کرد تا ماشین روبراه شد و چند ملیونی خرج روی دستم گذاشت. و با حدود پانصد هزار تومان هم یک دزدگیر تمام عیار رو ماشین انداختم.

گذشت تا امسال یکدفعه ریموت دزدگیر ماشین شروع کرد صدا دادن ، اول خیلی نگران نشدم چون ماشین بر خیابون اصلی بود با خودم گفتم احتمالا کسی به ماشین خورده یا هرچیز مشابهی رفتم سمت در تا ماشین رو چک کنم تا در باز کردم رو به خیابون و نگاه ماشین دیدم دو نفر سوار موتور دارن راه میافتند که برن و نگاه من میکردند که ریموت تو دستم صدا میداد و یکیشون به مسخره چیزی گفت که نفهمیدم و اون یکی هم قهقه زد و رفتند. با خودم فکر کردم احتمالا همینا به آینه ماشین خوردند و چون چیزی نبوده با خنده رفتند. رفتم بدنه ماشین و چک کنم که دیدم بله !!! شیشه ماشین و شکستند و هرچه از دستان هنرمندشان بر می آمده بردند و تا توانسته اند به ماشین صدمه زده اند.

 

از دو داستان فوق همش به این فکر میکردم که چرا دو نفر دزد برای گرفتن حقشان از زندگی سراغ من می آیند و فکر میکنند من مال آنها را خورده ام و با بردن قسمتی از ماشینم حق زندگیشان را بدست آورده اند به این ها آه و نفرین های مادر و همسرم را هم نسبت به آن بخت برگشته ها اضافه کنید. واقعا دادن هزینه سرقت برای بار دوم در طول یک سال برایم خیلی سنگین بود که یه دفعه به خودم اومدم که من برای این دزدان چه کرده ام که دزدی نکنند که حالا شرمنده شان کنم.

 

با یکی از این تعمیرکارهایی که داشت ماشین رو درست میکردم و از دست دزده ناله میکردم تو حالتی که انگار این نون رو آقا دزده بش رسونده گفت : تو این مملکت دزداش بیشتر از مسولین اشتغال زایی میکنن…

 

بلی این وظیفه ماست که ادعای کارآفرینی و آموزش و صد کوفت دیگر را داریم و هنوز در این مملکت بیکار هست هنوز جوانی مجبور است برای گرفتن حقش به مال دیگری دست درازی کند. بلی تا این اوضاع درست نشود تقصیر ماست اصلا باید روی ماشین هایمان علامتی بچسبانیم که اگر دزدی خواست دزدی کند بیاید اول سراغ ما … اصلا باید ما را زندانی کنید که نتوانستیم اوضاع را درست کنیم.

هرکه هم وقت میخواهد برای کار آفرینی باید اعدامش کنند مگر گشنگی و بیکاری جوان مردم وقت می شناسد…

 

خدایا ما را ببخش.

استارت آپ را باید روی باتلاق ساخت

به نقل از ویکی پدیا : باتلاق پهنه‌ای از زمین پست است که از رطوبت اشباع شده و در مقابل بیابان پهنه ای از زمین است با حد اقل رطوبت بر روی زمین.

نمی خواهم روی موضوعی کلید کنم ولی مسائل پیش آمده در این چند روز موجب شده یه خیلی چیز ها بیشتر فکر کنیم و بنده را نیز وا داشت تا در این مقاله به استعداد استارت آپی مملکتمان بپردازیم تا ان شا ا… خدمتی باشد. این مقاله مستقیما به مسائل این چند وقت ربطی ندارد و بیشتر یک مطلب کار آفرینی و فضای کسب و کار است.

مقدمه

محسن ملایری که ظاهرا به شدت از حمله این چند روز به مقاله اکونومیست که خواه و نا خواه پای ایشان نیز در آن بود ناراحت شده بود توییتی گذاشت که حرف دل بنده بود و آن را باز نشر کردم که با نکته خوبی از طرف دوست بسیار عزیزم داوود مرادی بنده را به فکر وا داشت.

البته داوود به نکته بسیار درستی اشاره کرده بود در مملکت ما کسب و کار اینترنتی بلوغ یافته به تعداد انگشتان دست نیست؛ از آن مهم تر شرکت های زیرساختی و سرویس های مادر مانند راهکار های تجارت الکترونیک، بستر های مخابراتی و … هنوز به سطحی که باید برسد نیست. تمام این ها لازمه شروع استارت آپ برای تعدادی جوان است و صرفا داشتن سرمایه یا سرمایه گذار دغدغه استارت آپ نیست. اصلا استارت آپ های ما رقیبی برای ارائه سرویس بهتر نمی بینند و از آن مهم تر استارت آپ یعنی محاسن یک تیم چابک در مقابله با سازمان های حجیم و کند در حالی که ساختار اکثر کسب و کار های اینترنتی در ایران همچنان کوچک و چابکند مثالش هم همین دهها استارت آپی که بعد از نت برگ و تخفیفان در این حوزه آمدند ولی تغییر اساسی رخ ندارد.

برای تشکیل استات آپ باتلاق لازم است

بلی برای تشکیل یک استارت آپ خوب بیش از یک بازار بکر به تجمعی از سرویس ها اهمیت دارد وگرنه در یک بازار بکر سرمایه گذار با آوردن سرمایه بیشتر گارانتی کننده موفقیت است و تیم های جوان با جذب اندک سرمایه صرفا هدر دهنده ثروتند تا فراهم آورنده اش.

برگردیم به انتقاد محسن که کار آفرینان امروز را فری لنسر ها و مدرسین دوره تشکیل داده اند. هرچند کاملا درست است و خود بنده به بخش دوم بسیار تاکید دارم و گله مندم از مشاوران و مدرسین مدعی که سابقه کارشان پر است از شرکت های دو روزه و … که تهش را بگیری پول همین بنده خدا را نداده اند شکل داده.

نقل قولی از استاد گرامی جناب آقای وهوشی ؛ پارسال که در استارت آپ ویکند هفته کار آفرینی به دعوت محسن منتور بودم ( و واقعا تجربه خوبی بود) جناب وهوشی که خدمت ایشان ارادت دارم در سخنرانی اختتامیه فرمودند :

“نمیدانم کار کردن برای دیگران چه حسی دارد چون از روز اول برای خودم کار کرده ام و در شرکت خودم بوده ام.”

صرف اینکه به شدت به حس ایشان حسادت می کنم ولی همانجا نگران جوان هایی که در آن جمع به عنوان نو آموز حضور داشتند شدم که آنان نیز به حسادت از این حس همین مسیر را چشم بسته انتخاب کنند و ندانند امثال آقای وهوشی نادرند.

تجربه کار سازمانی

تجربه کار سازمانی در کنار تحصیلات آکادمیک یکی از آموزه هایی است که اگر بیشتر از شرکت در دوره های کار آفرینی موثر نباشد کمتر نیست و مزایایی دارد که شمردن آن از مجال این نوشته بسیار بیشتر است.  ولی به نکاتی اشاره میکنم که مطمئنم بیش از ۸۰ درصد شرکت کننده های این دوره ها از آن آگاه نیستند.

مالیات بر ارزش افزوده چیست؟ چقدر است؟ و به چه مواردی تعلق میگیرد؟

مالیات تکلیفی ایضا؟

تفاوت شرکت مسئولیت محدود، سهامی خاص و سهامی عام؟

اختیارات و تعهدات قانونی شرکا، سهامداران، مدیران و مدیر عامل چیست؟؟!!

تا کسی نیامده و داد بزند استارت آپ به شرکت ربطی ندارد و اینها چیست بگویم چند برابر استارت آپ های موفق نا موفق دیده ام که در همین مسیر ها یا دچار مالیات علی الراس شده اند و یا کارشن به اختلاف و شکایت رسیده است.

تازه موارد فوق موارد بسیار کمی از یک لیست بلند بالاست. ایجاد ارتباطات موثر که کلید بازاریابی امروزه است یکی دیگر از مزیت های کار در فضای سازمان های بزرگ است. پیدا کردن افرادی که در عمل توانمندی کمک رساندن را دارند. آگاهی حد اقلی نسبت به علوم نیازمند در اداره یک شرکت مانند مالی، حقوقی، تامین و تدارک البته تبلیغات را که همه در آن آگاه کلا را قلم بگیرید.

با توجه به اینکه فضای کار آفرینی ما پر شده از فری لنسر هایی که خو گرفته اند به کار پروژه ای و در منزل و سخنورانی که عملشان را حتی خودشان ندیده اند نمی توان انتظار دزک شرایط پیرامون و عکس العمل مفید و به لحظه داشت. باید بنشینیم و در فضای کار آفرینی که فضای تولید سرمایه و ثروت است انتظار مقالات تخریبی و انتقادی و هیا هو که از خصلت های ویژه جوانی و کم تجربگی است را داشت. احساس دغدغه هایی که نه منفعتی برای دلواپسان و نه کار آفرینان دارد

یک پیشنهاد

همینجا پیشنهاد میدهم یک رویداد جدید تعریف کنیم (البته به جای یکی از این چند رویداد موازی کار آفرینی) آموزش رفتار سازمانی ؛ تصمیم گیری کمی، الفبای مهندسی صنایع، مقدمات مدیریت دانش و پروژه را به صورت عملی به میزبانی برند های بزرگ انجام دهیم. اصلا کاش همین دیجی کالا که اینقدر صدا درست کرد خودش بانی شود؛ ما هم کمک میکنیم.

نگرانم

شرایط پیش آمد فعلی که از آمار اکونومیست شروع شد و بسیار سعی کردم شخصا آن را تلطیف کنم و ظاهرا نشد می تواند صدمه شدیدی به بازار امروز بزند. نگران اعتبار جشنواره وب و از آن مهم تر دل و دماغ بانیان آن برای امسالم. (شخصا اعتقاد دارم این رویداد قلب پمپاژ کننده خون در صنعت وب است) فرای نتیجه و نحوه برگزاریش

نگران احساس امنیت سرمایه گذاران در این فضای ملتهب و پر حاشیه ام.

و نگران هوای تازه در فضای کسب و کار که خیلی وقت است دیگر نمی آید.